تخصصی کودکان و نوزادان

داستان حکایت فیل مولانا

دکتر عادل حیدری نژاد
به مطالب ما ستاره بدهید و امتیازات خود را به پول نقد تبدیل کنید!

چطور امتیازهایم را به پول نقد تبدیل کنم  ؟

امتیاز 3.33 از 3 رای

داستان به این صورت است که در هندوستان فیلی آوردند  و در یک خانه تاریک قرار دادند و مردمی که تا به آن زمان فیل ندیده بودند در خانه تاریکی بر روی فیل دست می کشیدند ، هر کس تصویری از فیل در ذهن خود ساخت.
به عنوان مثال کسی که بر روی خرطومش دست می کشید فیل را به شکل یک لوله تصور کرد. کسی که بر گوش فیل دست می کشید و او را مانند یک بادبزن مجسم کرد. فردی که  دست به پای فیل ، او را مانند یک ستون محکم تجسم کرد. فردی دیگری که دست بر کمر فیل کشید و فیل را مانند تخت تصور کرد.
مولوی نتیجه گیری می کند که اگر در خانه شمعی روشن می کردند اختلاف تصورات افراد از بین می‌رفت. ادراک حسی مانند ادراک کف دست، ناقص می باشد و نمی‌توان همه چیز را با عقل شناخت.

پیل اندر خانهٔ تاریک بود

عرضه را آورده بودندش هنود

از برای دیدنش مردم بسی

اندر آن ظلمت همی‌شد هر کسی

دیدنش با چشم چون ممکن نبود

اندر آن تاریکیش کف می‌بسود

آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد

گفت همچون ناودانست این نهاد

آن یکی را دست بر گوشش رسید

آن برو چون بادبیزن شد پدید

آن یکی را کف چو بر پایش بسود

گفت شکل پیل دیدم چون عمود

آن یکی بر پشت او بنهاد دست

گفت خود این پیل چون تختی بدست

همچنین هر یک به جزوی که رسید

فهم آن می‌کرد هر جا می‌شنید

از نظرگه گفتشان شد مختلف

آن یکی دالش لقب داد این الف

در کف هر کس اگر شمعی بدی

اختلاف از گفتشان بیرون شدی

مکانیزم شفا یافتن در روش درمانی هومیوپاتی دقیقا مصداق تمثیل حکایت بالاست که نمی شود آن را در چند جمله بدرستی بیان کرد .
برای مشاهده قسمت دوم مقاله کلیک کنید :

قسمت دوم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
error: محتوا محافظت شده است!!